اکنون در موقعیتی قرار داریم که داوری درباره نتایج انتخابات 7 اسفند را میتوان بر دادههای واقعی استوار کرد. ادعای غالب پس از انتخابات 7 اسفند این بود که اصلاحطلبان و حامیان دولت انتخابات را با قاطعیت و در سراسر کشور بردهاند. اصولگرایان از همان آغاز تاکید کردند این ادعا در انتخابات رئیس و هیاترئیسه مجلس به آزمون گذاشته خواهد شد.
جریان چپ رادیکال -که خود عملیات روانی خویش را باور کرده بود - با کاندیدا کردن محمدرضا عارف برای ریاست مجلس و حمایت تمامقد هاشمی و خاتمی از وی، همه چیز را برای ترتیب دادن این آزمون بزرگ مهیا کرد. در نهایت و در روز رقابت روشن شد عارف به عنوان نماد رادیکالیسم دوم خردادی و در شرایط قطبی شدن فضا میان این تفکر و اصولگرایان، بیش از 103 رای در مجلس ندارد. از این جهت، مهمترین پرسش درباره انتخابات 7 اسفند پاسخی غیرقابل بحث پیدا کرده است: آیا اصلاحطلبان برنده انتخابات بودهاند؟ قطعا خیر.
آقایان به مردم دروغ نگویید!! شما مگر از نسبت فامیلی علی لاریجانی و علی مطهری با خبر نیستید؟! از عارف برای ما بگویید.
مجلس دارای اکثریتی سیال است که بسته به موضوع تغییر میکند. رای صُلب اصولگرایان و اصلاحطلبان را با اندکی خطا میتوان به اندازه رای عارف در روز یکشنبه (103 رای) و رای محمد دهقان در روز سهشنبه (118 رای) محاسبه کرد. الباقی نمایندگان، افرادی لابیپذیر محسوب میشوند که بنا به مورد و تحت تاثیر ملاحظات فراوان شخصی، سیاسی و... تصمیم خواهند گرفت که موقعیت خود را چگونه تعریف کنند.
آقای لاریجانی همچنان تعیینکنندهترین فرد از حیث تعیین جهتگیریهای کلی مجلس است. با این حال، بر خلاف مجلس گذشته لاریجانی دیگر یک قدرت فائقه نیست و در هر مورد برای پیشبرد دیدگاه خود، نیازمند لابیهای گسترده خواهد بود. اگر علی لاریجانی بتواند میان رای اصولگرایان و اکثریت کسانی که به طور مستقل انتخاب شدهاند یک ائتلاف نصفه و نیمه ایجاد کند، در موقعیتی خواهد بود که در مسائل کلیدی رای صُلب فراکسیون امید را نادیده بگیرد. این اتفاق کم و بیش شبیه وضعیتی است که فراکسیون اصولگرایان در مجلس پیشین گاهی با آن مواجه میشد.
بررسی توهمات و خودزنی های روزنامه های اصلاح طلب را در ذیل مشاهده می کنیم :
روزنامه آرمان با اشاره به «اشتباه استراتژیک اصلاحطلبان» در نامزد کردن عارف مقابل لاریجانی برای ریاست مجلس نوشت: اصلاحطلبان باز هم اشتباه کردند؛ اشتباه بزرگی که شیرینی حماسه 7 اسفند را در مذاق آگاهان به این اشتباه تلخ کرد. باز هم شروع خوب و پایان بد. باز هم ندانستن ارزش دستاوردها و تقدیم آن به رقیب سیاسی.
این روزنامه میافزاید: کاندیدا شدن عارف برای ریاست اگرچه یک حق برای او و جریان اصلاحات بود، اما جایگاه این حق در ساختار منافع ملی و تحقق خواست ملت در کجا بود؟ آیا باید آن گونه رفتار میشد که لاریجانی مجبور شود در نشست خبری خود آنچنان جایگاهی برای لیست امید در پیروزی خود قائل نشود؟ اگر هدف رفع موانع از مقابل دولت و تصویب طرحها و لوایح مفید است، معرفی نکردن کاندیدایی غیر از لاریجانی برای ریاست سبب تسهیل در رسیدن به آن هدف نبود؟ ایجاد دو قطبی عارف- لاریجانی برای کرسی ریاست و گذاشتن نمره منفی در رزومه مجلسی اصلاحطلب در راستای تدبیر است؟ در نهایت باید فارغ از رأی نیاوردن عارف به این مهم اعتراف کرد که باز هم اصلاحات باخت؛ این بار به توهم پیروزی باخت...
در همین حال روزنامه وقایع اتفاقیه نیز نوشت: در اوج رقابت بر سر ریاست مجلس، حزب ندای ایرانیان بیانیه دوراندیشانهای صادر کرد که نه تنها به مذاق برخی فعالان سیاسی خوش نیامد، بلکه رسانههای اصلاحطلب هم که با ذوق و شوق از ریاست دکتر عارف حمایت میکردند از انتشار آن سر باز زدند تا با سیاست بایکوت و تحریم عملاً هیچ صدای متفاوتی در فضای سیاسی پژواکی پیدا نکند. مرور فرازهایی از این بیانیه که به آن توجهی نشد عبرتآموز است: «مرور اتفاقات رخ داده در هفته گذشته و تشدید نزاع و مشاجره رسانهای بر سر کسب کرسی ریاست مجلس، چشمانداز نگران کنندهای ترسیم کرده است.

ریاست مجلس حالا به گونهای جنبه برد- باخت و حیثیتی پیدا کرده که هر نتیجهای در نهایت رقم بخورد، اسباب نارضایتی و موضعگیری حامیان کاندیدای مقابل را فراهم کرده و تصویری از کاهش اعتبار و ناکامی بازنده را در اذهان پدیدار خواهد آورد. متأسفانه مرور فضای سیاسی در روزهای گذشته بر این احساس نگرانی حزب ندای ایرانیان مهر تأیید زد و اکنون اوضاع به وجود آمده حکایت از یک روند نگران کننده در عرصه سیاسی دارد و فضا به گونهای پیش رفته که هر نتیجهای در انتخاب رئیس مجلس رخ دهد، همراه با ایجاد کدورت و تلخ کامی میان اصلاحطلبان و اعتدالگرایان خواهد بود.
از سوی دیگر روزنامه آفتاب یزد در سرمقاله خود خاطرنشان کرد: یکشنبه نهم خرداد 95 برای فراکسیون امید و جریان اصلاحات روز تراژدی و غمبار و مصیبت بود. در این راستا اولین هشدار متوجه شخص دکتر عارف است. دکتر عارف بعد از، ازدست دادن کرسی ریاست در پیامی توییتری اعلام کرد که برای انتخابات ریاست دائم انصراف خواهد داد و کاندیدا نمیشود. این اعلام موضع دکتر عارف به مراتب بدتر از اقدام نمایندگان مسئولیتگریزی است که با کارت امید وارد مجلس شدند، ولی برای انتخاب ریاست مجلس به دکتر لاریجانی رأی دادند. چنین موضعی در حکم سقوط آزاد برای دکتر عارف است.
هشدار به فراکسیون امید متوجه تحلیلگران درون و خارج از جبهه اصلاحات است. درباره تحلیلگران خارج از درون و بیرون جبهه اصلاحات همین بس که آنان نمیبایست با نامهنگاری به دکتر عارف مبنی بر انصراف او از ریاست، آب به آسیاب جبهه اصولگرایی میریختند. در این راستا گناه برخی از افرادی هم که در صدر جبهه اصلاحات قرار داشتند، کمتر از راهبردهای کارشکنانه جریان اصولگرایی نیست. هم تحلیلگران خارج و هم اعلام مواضع اعاظم جریان اصلاحطلبی با تحلیلها و نامهنگاریهای خودناخواسته تبدیل به بزرگترین متهمان جبهه ضدعارف شدند.
آفتاب یزد همچنین برخی اعضای فراکسیون امید را متهم به بیاخلاقی و رفتار ماکیاولیستی کرد.
اکنون روشن شده است لیست امید در مجلس لزوما مساوی فراکسیون امید نیست. عضویت در لیست امید در انتخابات 7 اسفند بیشتر یک روش برای رایآوری بوده تا اینکه شاخصی باشد از گرایشهای سیاسی واقعی انتخابشوندگان. به این نتیجهگیری، یک مطلب دیگر را هم میتوان اضافه کرد و آن اینکه فراکسیون امید هم لزوما مساوی اصلاحطلبی خالص نیست. شکاف میان اولویتها، مواضع و تحلیلهای سیاسی محمدرضا عارف با سران اصلاحات در بیرون مجلس امری نیست که کسی بتواند آن را انکار کند. اصلاحطلبی دومخردادی، حتی در معنای 7 اسفندی آن دیگر یک جریان جمهوریخواه یا حتی مشروطهخواه نیست بلکه در بدترین حالت، در سیاستورزی روزمره سلایقی متفاوت از اصولگرایان دارد.
بنابراین در این باره که تشکیل این فراکسیون به معنای پیشرفت یا حتی احیای پروژه اصلاحطلبی در ایران باشد تردید جدی وجود دارد. اصلاحات در سال 88 تعریفی کاملا اپوزیسیونی از خود ارائه داد و 7 اسفند - یا شاید هم پیش از آن، زمانی که عارف در انتخابات 92 با نفی مشی فتنهگران کاندیدا شد (و برخی ممکن است بگویند حتی پیشتر؛ زمانی که محمد خاتمی در انتخابات مجلس پیشین رای داد) ـ آن تعریف را پس گرفت.
برخی چهرههای تندرو اصلاحطلب همچون غلامحسین کرباسچی پس از رویارو شدن با شکستهای پی در پی که راهی برای توجیه آنها وجود نداشته، ادعا کردهاند هدف اصلی آنها در انتخابات اساسا نه تشکیل اکثریت و تعیین رئیس مجلس بلکه جلوگیری از انتخاب برخی چهرههای انقلابی مجلس پیشین بوده و به این هدف هم دست یافتهاند. این ادعایی است که نباید آن را جدی گرفت. اگر از تیم آقای لاریجانی صرفنظر کنیم، اصولگرایان حداقل 118 رای قطعی در این مجلس دارند و این نسبت به تعداد اعضای فراکسیون اصولگرایان در مجلس پیشین اگر بیشتر نباشد کمتر نشده است.
نمایندگان مجلس علاقهمند به رئیس مجلس مقتدر هستند که در چالش با سایر نهادها بتواند درپست مجلس ایستادگی کند. همچنین نمایندگان مجلس درحوزههای خود انتظار پشتیبانی و همراهی از سوی رئیس مجلس را دارند حتی برخی نمایندگان به دنبال عزل و نصب در حوزههای خود هستند و علاقهمند نیستند که در مجموعهای قرار بگیرند که دستان بستهای داشته باشند لذا غیر از نمایندگانی که جهتگیری خاصی دارند، سایر نمایندگان به دنبال قدرت گرفتن در حوزه خود هستند.
اصلاحطلبان بر سر کرسی ریاست مجلس دو اقدام مهم انجام دادند. اقدام اول حضور تمام قد برای یک وزنکشی شفاف با نامزدی دکتر عارف، منتخب اول تهران بود. آنجا تعدادی از موتلفان انتخاباتی اصلاحطلبان با سودای ریاست دوباره علی لاریجانی به سوی اصولگرایان تندرو چرخیده بودند تا به این شکل یک اکثریت را تشکیل دهند؛ اکثریتی که اگر چه در گام اول خود یعنی تثبیت ریاست علی لاریجانی موفق بود اما خیلی زود در مسیر دیگری افتاد چرا که اینجا اصلاحطلبان منافع کلی را فدای این دلخوریهای مقطعی نکردند.
منبع : پایگاه خبری حامیان ولایت



